احمد مجد الاسلام كرمانى

87

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

مجامع و انجمنها از او مذمت كردند و تهمت‌ها به او بستند تا آنكه يكروز عينا نفى او را خواستند و انجمنها بامر حاجى ملك در مدرسه سپهسالار جمع شده و بلاواسطه بشاه تلگراف كردند كه حتما بايد سعد الدوله و امير بهادر را از تهران تبعيد نمايند و بيست و چهار ساعت مهلت معين كردند ولى از سوء قضا در سر بيست و چهار ساعت كه ملت منتظر بودند كه شاه استدعاى آنها را به پذيرد واقعه ميدان توپخانه پيش‌آمد و قهرا كابينه تغيير كرد يعنى ناصر الملك وزير ماليه و رئيس الوزرا مغضوب پادشاه شد و او را حبس كردند و از سفارت انگليس استخلاص او را خواستند و بالاخره از ايران مهاجرت بفرنگستان كرد كه تاكنون هم بايران نيامده و با كمال آسودگى در هواهاى آزاد ممالك متمدنه كه واقعا بهشت دنيا است تنفس مينمايد و بعد از تغيير آن كابينه ، نظام السلطنه كه تازه از ايالت فارس مراجعت كرده بود بجاى ناصر الملك وزير ماليه و رئيس الوزرا شد و به شرحى كه در جلد دوم ثبت شده واسطه در اصلاح دولت با ملت شد و از جمله شرايطى كه بر ذمه گرفت تبعيد سعد الدوله بود و فورا به او نوشت كه در چنين موقعى مناسب است كه جنابعالى سفرى بفرنگستان نمائيد و هر مملكتى را كه انتخاب ميفرمائيد مأموريت مخصوص يعنى سفارت بشما مرحمت شود اما سعد الدوله جواب نوشت كه : « من خاشاك نيستم كه هر روز با جاروب از اين طرف به آن طرف رانده شوم و ابدا از تهران نخواهم رفت » و فورا سوار شده بسفارت هلند پناهنده شد و چندين ماه در همانجا متحصن بود تا بعد از انحطاط مجلس و گرفتن امنيت از دولت ايران كه هميشه جان و مال او در پناه دولت هلند باشد از سفارت هلند خارج شد و تمام مردم حتى خود بنده نگارنده يقين داشتند كه سعد الدوله دينارى بحاجى ملك نداده است اما به زودى معلوم شد كه با آن همه سختى عاقبت مجبور شده كه بقول ايرانيها خر